گردشي پاييزي در غار شگفت انگيز «يخ مراد»


image

گردشي پاييزي در غار شگفت انگيز «يخ مراد»

انسان و طبيعت چنان با هم خوگرفته‌اند که گويي همزاد شده‌اند. طبيعت براي خودنمايي، کشف و شناساندن خود به کمک انسان نيازمند است و انسان هم براي ادامه حيات و تقويت روح و تازه شدن جانش به طبيعت پناه مي‌برد. اين دو ساليان درازي است که با هم زندگي مسالمت‌آميزي دارند اما گاهي انسان بداخلاق مي‌شود و خراشي به چهره زيباي طبيعت مي‌کشد.

سفري به منطقه‌اي بکر و زيبا در جاده چالوس داشتم، ‌اما اين‌بار نه به جاده شهرستانک در کنار رودخانه رفتم تا بساط کباب را پهن کنم و نه در کنار سد اميرکبير اطراق کردم. يکراست پس از طي مسافتي حدود 25 کيلومتر از کرج به روستاي نسا رفتم. بعد از پر کردن باک ماشين و کمي استراحت و خريد مواد غذايي در اين روستا به طرف دو راهي و پل گچسر که به سمت يک جاده فرعي از جاده اصلي جدا مي‌شد حرکت کردم، جاده را ادامه دادم و به روستايي کوچک و قديمي رسيدم که نامش «کهنه ده» يا «کهن ده»بود. اين روستاي قديمي و کوچک به گفته اهالي چندين بار دستخوش تخريب توسط سيل شده و مجدداً توسط اهالي بازسازي شده است.

جمعيت روستا به علت مهاجرت نسل جوان به شهر کم شده و مردمش نيز دامداري و کشاورزي مي​کنند البته خيلي کم و در حد رفع نياز‌‌هاي خودشان. حاصل تلاش مردم مهربان و مهمان‌نواز اين روستا، انواع درختان ميوه و باغ​هاي زيبا و شاداب است. غار يخ‌مراد از جاذبه‌‌‌هاي گردشگري اين روستا محسوب مي‌شود.

از غار و نام و نشانش سؤال کردم؛ البته آنقدر گردشگران از اهالي راجع به غار سؤال کرده بودند، ‌که از هر کس سؤال مي‌کردي جواب را آماده داشت. از بزرگواري که اسم مبارکش را فراموش کرده‌ام، سؤالم را پرسيدم، با مهرباني گفت: «اين غار خيلي قديمي است و در گذشته‌‌‌هاي دور مردم روستا براي بهبود بيماري‌‌هاي خود از حوضچه داخل غار که در تمام ماه‌‌هاي سال يخ داشت، يخ برمي‌داشتند و مي‌خوردند، به همين علت اسم اين غار را «يخ‌مراد» ناميده‌اند.» اطلاعات بيشتر راجع به قدمت و چگونگي به وجود آمدن غار يا سؤالات ديگر که کمي فني‌تر و علمي‌تر بود نداشت.

ضمن اين که مردم محله شبيه به گويش مازندراني صحبت مي‌کنند، ‌لذا آن بزرگواري که با او هم‌کلام شده بودم آنقدر شيرين و قشنگ صحبت مي‌کرد و با مهرباني جواب سؤالاتم را مي‌داد که دلم نمي‌آمد از او خداحافظي کنم و به راهم ادامه دهم. اما ناچار به ادامه راه بودم. در ادامه، مسيرم دوشاخه شد: يک طرف به روستاي زيباي آزادبر مي‌رسيد و مسير ديگر به سمت غار مي‌رفت. از پل سيماني روي رودخانه‌اي که از آزادبر به سمت گچسر جاري بود گذشتم و حدود يک ساعت پياده​روي به دهانه غار رسيدم.

غار در ارتفاع بيش 2000 تا 2500 متري از سطح دريا در دامنه کوه قرار داشت. پيش از ورود به غار، محوتماشاي مناظر اطراف شدم، ‌چنان زيبا و شادي‌آفرين بود که خستگي پياده‌روي را فراموش کردم. پس از کيفور شدن از تماشاي مناظر اطراف قدم در ورودي غار گذاشتم اما با سنگ بسيار بزرگي که سد راهم بود مواجه شدم و ياد شعر «چشمه و سنگ» افتادم اما من حتي به نرمي هم با اين سنگ سخت سخن نگفتم، تنها کاري که کردم يواشکي دورش زدم و به فضاي باز درون غار رسيدم.

در اين فضا 3 مسير ديده مي‌شد. يک مسير که حدوداً ‌15 تا 20 متر است و به بن‌بست مي‌رسيد. انتهاي مسير دوم نيز بعد از حدود 40 متر پرتگاه است مي‌رسيد و براي ادامه اين مسير حتماً ‌بايد از وسايل کوهنوردي و غارنوردي استفاده کرد. دالان سوم که از بقيه طولاني‌تر بود راه اصلي محسوب مي‌شد.

در اين مسير پس طي حدود 20متر راه سراشيبي و پس از عبور از تنگه‌اي باز به يک شکاف عميق رسيدم و از معبري که روي آن درست کرده بودن عبور کردم، البته بايد متذکر شوم که مسير غارنوردي در غار يخ‌مراد سراشيبي است که در بعضي قسمت‌‌ها شيب آن تندتر مي‌شود. در ادامه مسير به فضاي باز ديگري برخوردم که بسيار بزرگتر از فضاي ورودي غار بود و همينطور که مسيرم را ادامه ‌دادم به فضاي وسيع‌تر سومي مي‌رسيم که ارتفاعش هم خيلي بيشتربود و در پائين آن به حوضچه​اي يخي در کنار آبشاري که يخ بسته رسيدم. در طي اين مسير با قنديل‌‌هاي يخي بسيار زيبايي برمي‌خوردم که در بعضي جا‌‌ها با تابش نور به آنها مناظر جالب توجهي به وجود آورده بود.

در قسمت​هايي از غار متوجه ورود هوا از بيرون به داخل غار شدم، کمي که دقت کردم ديدم شکاف‌‌هايي در جا‌‌هايي از غار وجود دارد و هوا بشدت از آن عبور مي‌کرد و به درون غار مي‌آمد و اين خود در سرماي داخل غار تأثير زيادي داشت. البته من حدسم اين بود که اين ورودي‌‌‌هاي هوا از بيرون، که علت اصلي يخبندان درون غار است، ‌در گذشته‌‌‌هاي خيلي دور ساخته و تعبيه شده توسط انسان باشد، ‌به اين علت که شايد از اين غار به عنوان يخچال يا يخساز طبيعي استفاده مي‌شده است. اين را هم بگويم که بنا به نوشته تابلوي جلو غار، اين غار مربوط به دوره دوم زمين‌شناسي است. يک مورد جالب ديگر که توجه همه را به خود جلب مي​کند اين بود که دماي سقف غار با دماي کف غار متفاوت بود.

بنا به گفته‌‌‌ کساني که اين غار را به خوبي مي‌شناختند، بهترين موقع سفر به اين غار زيبا و واقعاً‌ديدني اسفند و فروردين است. چرا که در اين زمان يخبندان غار تکميل شده و مناظر ديدني و زيباي آن بسيار تماشايي است و اين صحنه‌‌‌هاي جالب تا خرداد ماه ادامه دارد و بعد از آن به علت گرمي هوا و کمبود آب و به علت واقع شدن غار در ارتفاع، کم‌کم شکل قنديل‌‌ها، درون غار عوض مي‌شود و کلاً شکل غار تغيير مي‌کند.

این ورودی در News فرستاده شده است. پایاپیوند به آن را نشانه‌گذاری کنید.

یک دیدگاه برای ”گردشي پاييزي در غار شگفت انگيز «يخ مراد»

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.