پریچهر


پریچهر

Thanks to designer portrait

ترسم از شوق زچشمم بپرد خواب امشب

تا تو را بینم و از دل برود تاب امشب

ای پریچهر که در بام نشستی به غروب

طلعتت نور فشانست چو مهتاب امشب

من نشستم به تماشای تو در سایه ی غم

خوش بیا ای تو پریچهر مرا یاب امشب

دیده از اشک و سرشکم شده چون کاسه ی خون

خون و آب است مرا دیده ی خوناب امشب

من به یاد لب تو غنچه ی نو بوییدم

خوردم از جام گلی باده و میناب امشب

ترانه پریچهر

اثر شاعر بزرگ و گمنام، ابوی بزرگوار دوست گرامیم سرکار خانم   (Oldoz-setare Tabriz     (facebook

D

یک دیدگاه برای ”پریچهر

  1. خیلی خیلی ممنونم دوست بزرگوارم جناب آقای میر .❤ من از طرف خودم دست پدرم و همه پدران هنرمند را می بوسم ..

    • خواهش میکنم! بله حق باشماست باید دست تمام پدران را بوسید و روی چشمان گذاشت. آنها حق بزرگی بر گردن فرزندانشان دارند که اگر فرزند تا قیامت به آنها خدمت کند, از عهده شکرش نتواند بدر آید! بازهم از شما برای این شعر زیلا که به من دادید ممنونم🙂

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.