هوای شرکت «ارج» را کسی نگه نداشت !


هوای شرکت «ارج» را کسی نگه نداشت !

{ داستان ورشکستگی اول }

علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در سال‌های (1348 ‌ـ‌ 1341) در کتاب خاطراتش می‌گوید:

«در آخرین سفری که به شوروی داشتم به آقای نوویکو، نایب‌نخست‌وزیر شوروی که قائم‌مقام کاسیگن، نخست‌وزیر وقت شوروی بود، یک یخچال ایرانی (ارج) هدیه دادم.او فوق العاده خوشحال شد و به من تاکید کرد راننده خودش می آید تا یخچال را ببرد و حتی گفت مبادا یخچال را به دفترش بفرستم.»

یخچال ایرانی در آن زمان به قدری شهرت یافته بود که یکی از بالاترین مقام های اجرایی آن کشور بزرگ از تصاحب آن ذوق زده شده و درخواست می کند محصولی را که ساخت ایران بر رویش درج شده، برای استفاده خانواده اش به منزل ببرد… .

0212 

سیروس ارجمند، صنعتگر و استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران سال ۱۳۱۶ اولین کارگاه کوچکش را در خیابان سی متری تهران به اتفاق هشت کارگر ساده، بنیانگذاری کرد و به این ترتیب بتدریج در گام های بعدی اولین و بزرگ ترین کارخانه تولید لوازم خانگی ایران را وارد عرصه صنعت و اقتصاد کشور کرد.

در کارگاه اولیه، کارهای آهنگری، ریخته گری و جوشکاری انجام می شد و به همین دلیل نیز نام ارج از سه حرف اول این سه رشته شکل گرفت. سال ۱۳۲۱ با پیشرفت کار، تأسیسات ارج به محل جدید با وسعت بیشتر (۲۱ هزار متر مربع) به خیابان شوش تهران منتقل شد.

شرکت ارج که مرتب در حال گسترش فعالیت خود بود، بزودی محل جدید نیز برایش کوچک می نمود، بنابراین ارج جدید در سال ۱۳۴۸ با کارگاه های متعدد و ماشین های جدید در زمینی به مساحت ۱۰۵ هزار مترمربع در جاده مخصوص کرج با همراهی هزاران مهندس و کارگر مبتکر و ماهر با تکنیک های مدرن روز شروع به فعالیت کرد.

اما آن روزها شاید ارجمند نمی دانست ۷۰ سال بعد مدیران وقت کشور تصمیم می گیرند زمین های این کارخانه را در جاده مخصوص کرج برای فعالیتی دیگر در نظر بگیرند و این کارخانه را به شهرکی صنعتی در گرمسار استان تهران منتقل کنند.

ارج که یکی از برندهای خوشنام ایران طی هفت دهه گذشته بوده، در سال ۱۳۱۶ با ساخت ابزار صنعتی به چرخه تولید گام نهاد و با تولید کولر آبی و یخچال به سوی ساخت لوازم خانگی پیش رفت.

شاید به خاطر برخی باشد که محصولات این کارخانه در جاده مخصوص کرج به نمایش گذاشته شده بود و نمونه ای از تولید ایرانی به شمار می رفت.

داوود میرخانی رشتی، مدیر عامل ایران خودرو در دهه ۶۰ درباره این شرکت می نویسد؛ مدیرعامل ارج ایده مهندسی ـ صنعتی داشت و با روش های مهندسی کار می کرد.

شاید به همین دلیل بود که محصولات ارج نسبت به سایر رقبایش در بازار اقبال بیشتری به دست آورد. ارج پس از آن که مصادره شد، مانند سایر شرکت های مصادره ای زیرمجموعه سازمان صنایع ملی شد. کارخانه ارج از اول فروردین ۱۳۵۲ به شرکت سهامی عام تبدیل و قسمتی از سهام آن در مرحله اول به کارکنان و سپس به مردم ارائه شد.

در دهه ۷۰ مدیران دولتی این شرکت با اختلاس ۲۰ میلیارد تومانی پرونده مالی این شرکت را به فساد کشیدند تا برای مدتی ارج با حاشیه هایی روبه رو شود. پس از آن اختلاس ارج هرگز ارج نشد و دیگر آن شهرت گذشته را نداشت.

اکنون ارج تحت نظارت سازمان صنایع ملی ایران قرار دارد و شرکت سرمایه گذاری ملی و مدیریت سرمایه گذاری با داشتن ۴۲٫۸ درصد سهام شرکت از سهامداران عمده آن محسوب می شود.

امروز روزگار ارج به جایی رسیده که قصد انتقال کارخانه آن را به سمنان دارند.

ارج که اولین و بزرگ ترین برند لوازم خانگی کشور بود و از کولر گرفته تا یخچال و بخاری تولید می کرد و ایرانیان بخوبی حرف «ج» کشیده آن را به خاطر دارند، در حالی که می توانست بازارهای اروپایی را نیز به تسخیر خود درآورد، امروز به شرکتی تبدیل شده که حتی در داخل کشور جایگاه خود را رفته رفته از دست می دهد تا این برند در کنار سایر برندهای مرده به مجروحی بیمارستانی تبدیل شود که اگر پرستاران به او نرسند، این شرکت نیز به سرنوشت کفش های ملی، بلا و وین و نساجی مازندران و چیت ری تبدیل می شود.

ارج که روزگاری در بالاترین سطح فناوری محصول تولید می کرد، نفس هایش به شماره افتاده و امروز به شرکتی تبدیل شده که همان محصولات قدیمی خود را با تغییراتی اندک به تولید رسانده و روانه بازار می کند.

از سوی دیگر تغییرات پی در پی مدیریتی، آشفتگی و بلاتکلیفی از این برند معروف و نوستالژیک جز خاطره ای خوش و البته دور برجای نگذاشته تا شاید در آینده ای مبهم بتوان برای آن کاری کرد؛ اگر رقبای چینی و کره ای تازه به دوران رسیده بگذارند.

آزمایشی که شکست خورد

کارخانه آزمایش

در کنار ارج کارخانه آزمایش نیز که یکی از برندهای قدیمی لوازم خانگی کشور به شمار می آید، دچار چنین وضعی شده است. انگار دلیلی وجود دارد تا این برندهای ایرانی قدیمی هرگز روز خوش نبینند.

آزمایش که یکی از برندهای باسابقه و قدیمی در صنعت لوازم خانگی کشور است، چند سالی است که اساساً هیچ نشانی از ابهت پیشین ندارد.

شرکت کارخانه های صنعتی آزمایش در شانزدهم اسفند ۱۳۳۷ به منظور تامین نیاز های لوازم خانگی تاسیس شد و از ابتدای سال ۱۳۳۸ فعالیت خود را آغاز کرد. محسن آزمایش، موسس شرکت آزمایش بود که از کارگری در عرصه اقتصادی شروع به فعالیت کرد.

سال ۱۳۴۷ تولیدات این کارخانه آنقدر رشد پیدا کرده بود که دیگر بازار ایران برای برایش کوچک بود و از همین رو اولین نمونه محصولات آزمایش روانه بازارهای افغانستان، کویت و شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس شد.

بعد از انقلاب این کارخانه نیز مصادره و نهادهای دولتی کنترل و مدیریت آزمایش را در دست گرفتند. فعالیت تولیدی آن تا اوایل سال ۱۳۸۰ تا حدی رونق داشت، اما پس از این تاریخ رو به رکود نهاد و در سال ۱۳۸۳ با این که این کارخانه در اختیار بخش خصوصی قرار گرفت، مدیران آن موفقیتی در توسعه شرکت نداشتند.

آنان به اخذ وام از بانک ها اقدام کردند، اما با وجود این در کمتر از پنج سال شرکت دچار ناتوانی در پرداخت بدهی ها و مجبور به استمهال بدهی ها گردید. همچنین شرکت آزمایش به دلیل شفافیت نداشتن از تالار بورس کنار گذاشته شد و بتدریج محصولات این کارخانه در میان برندهای مرده یا بایک درجه تخفیف در حال احتضار جای گرفته است.

آبسال نیمه جان

absal_20110817_1905816421

برند کشی در شرکت های لوازم خانگی ایرانی ریشه دوانده به طوری که آبسال هم یکی از شرکت هایی است که این روزها دیگر نام و آوازه پیشین خود را ندارد و روند انقراض را طی می کند.

شرکت آبسال سال ١٣٣۵ با نام «شرکت لعاب ایران» در شمال شرق تهران تاسیس شد و تا سال ١٣۴٣ با تولید محصولاتی نظیر بشقاب، کاسه، متریال قوری و… به فعالیت خود ادامه داد.

سپس از سال ١٣۴٣ با تولید اجاق گاز رومیزی، اجاق گاز فر دار، انواع بخاری های گازسوز و نفت سوز و آبگرمکن گازی به جرگه تولید کنندگان لوازم خانگی پیوست.

تولیدات این شرکت در سال ۱۳۴۵ با نام اونیورسال (سهامی خاص) و سال ۱۳۵۵ به اونیورسال (سهامی عام) تغییر یافت و پس از انقلاب در سال ۱۳۶۲ به آبسال (سهامی عام) تغییر کرد.

اما حالا دیگر از فروش محصولات این شرکت چندان خبری نیست و تنها برخی کولرهای آبی و بخاری های گازی آن همچنان میان مشتریان داخلی طرفدار دارد.

به این ترتیب راهی جز اعتراف به این واقعیت تلخ وجود ندارد که اکنون ایران بدون برندی قوی و معتبر در زمینه لوازم خانگی است و از خوشنام های گذشته جز همان خوشنامی و خاطره ای دور، کمتر چیزی برجا مانده است و به جای آن انواع و اقسام لوازم خانگی وارداتی کره ای، چینی، آلمانی، اسپانیایی، تایوانی و… بازار ایران را قبضه کرده است و تازه اگر برندهای ایرانی تولیدی هم داشته باشد اول این که با کیفیت و جذاب نیست و دوم این که سهم بازار گسترده ای دراختیار ندارد.

با این حال همان خوشنامی گذشته سرمایه ای است برای آینده؛ سرمایه ای که اگر توجهی به آن شود و عرصه برای کارآفرینان واقعی باز شود، می تواند دوباره سر برآورد و رقبای ناخوانده خارجی را کنار بزند.

اما بشنو از دل که حکایت خونین دارد:

مقصد و مقصوداز نقل چنین سرگذشتها و عاقبتها این است که؛ باید بداد کارخانه و سرمایه های این کشور که با خون دل و زحمت و مررات و پشتکار و همت و تلاش دست اندرکاران و بانییان آن ؛ که با سرمایه شخصی و … بالاخره به ثمر رسیده و برای کشور افتخاری تلقی میشده و میشود و نشان لیاقت و مدیریت بخش خصوصی در عرصه ساخت و تولید و عرضه برای کشور داشته؛ اینگونه به ورطه فراموشی و …. سپرده شود.

چرا که مدیران نالایق و بی کفایت، زمام امور را دست گرفته و این چنین دسترنج و ثمره عمر زحمتکشان را هدر داده و به زعم خود مدیران طاقوتی را برکنار کرده! و خود بر مسند ایشان تکیه زدند تا از حیف و میل بیت المال جلوگیری کنند!! زهی خیال باطل که با اینکار تیشه به ریشه اقتصاد کشور زده و سرمایه و نخبگان را فراری داده و آنرا حرام کرده اند.

تا به کی و چه زمان خواب خرگوشی و سر به لاک فرو کردن؟

تا به کی و چه زمان بی کفایتی؟

تا به کی و چه زمان سوء مدیریت و سوء تدبیر؟

شما باید پاسخگو حق الناس در این دنیا و آخرت باشید.

gd