ماجرای فراز و نشیب کفش ملی(این فیل دیگر مغرور نیست)


ماجرای فراز و نشیب کفش ملی (این فیل دیگر مغرور نیست)

{ داستان ورشکستگی  دوم }

نزدیک عید که می‌شد و حال و هوای خرید لباس نو دوباره تازه می‌شد. پدر می‌گفت: کفش خواستیم بخریم، اول می‌رویم سراغ ملی اگر نشد بلا و وین و بعد هم گام و نهرین خوبند، اما مارک متفرقه نمی‌خریم. توجیهش هم این بود که کفش‌های متفرقه کیفیت ندارند.

کفش ملی

البته درست هم می گفت. همین دو سه برند کفش، آن روزها امتحان خود را بخوبی پس داده و کفش هایشان حداقل یک سال رفیق پاهایمان بودند؛ در مدرسه و کوچه و خیابان، مهمانی ، بازی، تفریح و …

اما امروز از آن رفیق های دیروز چه مانده؟ گرچه فیل کفش ملی و چکمه کفش بلا همچنان توان سرپا ایستادن دارند، اما خبر چندانی از سایر برندهای آن روز نیست، جز یک خاطره که اغلب آمیخته با اشعاری است که تبلیغات آن روز در ملکه ذهنمان بود.

یاد آرم کفش بلا و لوگوی خاص کفش وین بخیر. چکمه های کیکرز هم عجیب گرم بود در زمستان های سخت آن روزها. برندهای دیگری هم بوده و هستند: گام به گام با کفش گام؛ کفش نهرین. شما هم می خواین؟…

رفقای معتبر دیروز، اکنون جای خود را با غریبه های متفرقه بیشتر چینی، تنگ شده می بینند که البته به دلیل قیمت های کمتر، مدیریت و تبلیغات بهتر، سهم بازار بیشتری هم دارند. همین مسأله سبب شده بتدریج سهم بازار قبلی کفش از چنگ غول های تولید کفش کشور در بیاید.

با این حال ایرانیان امیدوارند که چکمه کشیده و رنگ زرد بلا و فیل مغرور کفش ملی دوباره سر برآورد و برندهای ملی جای برندهای وارداتی را گرفته و خاطرات خوش گذشته تازه شود.

کفش ملی؛ به یاد فیل مغرور و بی اعتنا

«سرور بزرگوارم، جناب آقای علی سعیدلو، با تقدیم مراتب ارادت و اخلاص، بنده رحیم ایروانی موسس گروه صنعتی کفش ملی در اسماعیل آباد جاده قدیم کرج که در آنجا بیش از ۳۴ کارخانه و در ایران ۴۳۰ فروشگاه کفش ملی تاسیس کرده ام که حتما جنابعالی مسبوق هستید، اینک آواره در انگلیس هستم.

اکنون که برنامه مهم جناب آقای رئیس جمهور ایجاد کار است، پیشنهاد می کنم طی تصویب نامه ای کارخانجات بنده را مرجوع دارند، در این صورت حداقل طی سه سال ده هزار کارگر و کارمند استخدام خواهم کرد.

از حضور جنابعالی که همیشه اهل حساب و کتاب بوده و هستید، استدعا دارم در این مورد با جناب آقای وزیر صنایع مذاکره فرمایید و اطلاع دهید که فورا برای ادای توضیحات بیشتر به حضورتان شرفیاب شوم.

بنده فعلا در لندن انگلیس هستم و چنانچه اوامری باشد با کمال افتخار در اختیار جنابعالی خواهم بود. به حضور مبارک پیشنهاد می کنم که اگر شغل دولتی میل ندارید، ریاست گروه صنعتی ملی را قبول بفرمایید، خود بنده معاون سرکار خواهم شد.»

او هرگز جوابی دریافت نکرد و دوازدهم اسفند ۱۳۸۴ بعد از طی روز کامل کاری از اتاق کارش در ضلع غربی ساختمان محل سکونتش در یکی از خیابان های شهر لندن به خانه برگشت و درگذشت.

شرکت کفش ملی یکی از شرکت های تولید کننده کفش در ایران است که سال ۱۳۳۶ توسط محمدرحیم متقی ایروانی تأسیس شد.

شرکت کفش ملی پس از انقلاب مصادره و به سازمان صنایع ملی منتقل شد، اما چندی بعد بابت رفع بدهی دولت به سازمان بازنشستگی کشوری واگذار شد.

این شرکت زمانی بیش از ۵۲ کارخانه در صنعت کفش و چرم و بیش از ۴۰۰ فروشگاه زنجیره ای کفش ملی در سطح ایران و بین ۹ تا ۱۱هزار کارگر داشت.

تولیدات این شرکت به اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، مجارستان، لهستان، رومانی و حتی اروپای غربی صادر می شد.

داستان تاسیس

رحیم ایروانی

رحیم ایروانی در یکی از سال های دهه ۳۰ پس از سفر به کشور چکسلواکی، دو کارشناس و یک دستگاه اتوکلاو با خود به ایران آورد و تولید کفش را با ۳۵ کارگر آغاز کرد. بهای این کفش تولیدی در ایران حدود نصف مشابه وارداتی آن بود.

ایروانی بعدها زمینی به وسعت ۷۰۰ متر مربع در منطقه مهرآباد خرید که ۴۰۰ متر مربع بنای ساختمانی داشت.

سپس با خرید ماشین دوخت، از پارچه های ایرانی استفاده کرد و شرکتی خارجی به نام ولکو نیز حاضر به سرمایه گذاری و انتقال فناوری به ایران شد.

این کارخانه «کفش ملی» نام گرفت و در آغاز ۱۵۰ محصول مختلف تولید می کرد.

در این دوران رقبای عمده کفش ملی کفش هایی بود که عمدتا از چکسلواکی وارد می شد. از سال ۱۳۴۷ به بعد، کفش ملی در کنار تولید کفش محصولاتی مثل جوراب و بند کفش و محصولات دیگر را آغاز کرد.

در همین سال، گسترش کارخانجات کفش ملی با ساخت و ساز در کیلومتر ۱۸ جاده قدیم کرج پی گرفته شد.

ایروانی زمینی به مساحت ۴۰۰ هزار متر مربع خرید و پارک صنعتی کفش ملی فعالیت خود را رسما در سال های آغازین دهه ۵۰ آغاز کرد.

در این زمین ساخت ۴۰۰ واحد خانه سازمانی برای کارگران برنامه ریزی شد تا با اسکان کارگران، هزینه رفت و آمد و ترابری را کاهش دهد.

سال ۱۳۵۷ سرمایه شرکت در مقایسه با سال ۱۳۵۵ به میزان ۷۴۱ میلیون ریال افزایش یافت.

ایروانی علاوه بر تاسیس فروشگاه های زنجیره ای کفش ملی در سراسر کشور و یکسان سازی قیمت ها، توانست به کشورهای اروپای شرقی و شوروی نیز کفش صادر کند.

شرکت کفش ملی با وقوع انقلاب مصادره، ملی و به سازمان صنایع ملی منتقل شد، اما چندی بعد بابت رفع بدهی دولت به سازمان بازنشستگی کشوری واگذار شد.

تا به امروز همه ماشین آلات این کارخانه فروخته شده است و محل کارخانه ها (پارک صنعتی کفش ملی) به انبار تبدیل شده که بخشی از آن در اختیار شرکت خودروسازی سایپاست و بخش دیگر آن تبدیل به انبار کفش شده است.

هم اکنون برخی تولیدکنندگان کفش در کشور محصولات خود را با نشان کفش ملی از طریق فروشگاه های کفش ملی به فروش می رسانند.

اکنون فروشگاه های کفش ملی به عرضه تولیدات صنایع کوچک و دیگر کارخانه ها تبدیل شده اند.

هم اکنون بعد از ۳۲ سال، از پرسنل ده هزار نفری گروه کفش ملی فقط ۷۰۰ نفر باقی مانده اند که در کفش گنجه و بخش های بازرگانی مشغول به کار هستند.

اما بشنو از دل که حکایت خونین دارد:

مقصد و مقصوداز نقل چنین سرگذشتها و عاقبتها این است که؛ باید بداد کارخانه و سرمایه های این کشور که با خون دل و زحمت و مررات و پشتکار و همت و تلاش دست اندرکاران و بانییان آن ؛ که با سرمایه شخصی و … بالاخره به ثمر رسیده و برای کشور افتخاری تلقی میشده و میشود و نشان لیاقت و مدیریت بخش خصوصی در عرصه ساخت و تولید و عرضه برای کشور داشته؛ اینگونه به ورطه فراموشی و …. سپرده شود.

چرا که مدیران نالایق و بی کفایت، زمام امور را دست گرفته و این چنین دسترنج و ثمره عمر زحمتکشان را هدر داده و به زعم خود مدیران طاقوتی را برکنار کرده! و خود بر مسند ایشان تکیه زدند تا از حیف و میل بیت المال جلوگیری کنند!! زهی خیال باطل که با اینکار تیشه به ریشه اقتصاد کشور زده و سرمایه و نخبگان را فراری داده و آنرا حرام کرده اند. 

تا به کی و چه زمان خواب خرگوشی و سر به لاک فرو کردن؟

تا به کی و چه زمان بی کفایتی؟

تا به کی و چه زمان سوء مدیریت و سوء تدبیر؟

شما باید پاسخگو حق الناس در این دنیا و آخرت باشید.

gd

یک دیدگاه برای ”ماجرای فراز و نشیب کفش ملی(این فیل دیگر مغرور نیست)

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.